|
شبانه اینجا زندگی جاریست
| ||
|
تصويري كه از گلشيفته فراهاني منتشر شد دلم رو شكست، گلشيفته بازيگر محبوب من بود و به جرات تمام فيلم هايي رو كه در ايران بازي كرده بود تماشا كردم.
كاش معصوميتها از دست نمي رفت ،كاش گلشيفته همون سپيده ( ميم مثل مادر) باقي مي ماند ...
بعد نوشت: ۱. دل م سوخته، خيلي زياد ۳. امیدوارم که عکس واقعی نباشه. برچسبها: گلشيفته فراهاني, ميم مثل مادر, شبانه, سينما [ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 8:45 قبل از ظهر ] [ سکوت ]
از بیرون که میام خونه دلم می گیره . دل م می گیره برای پسرک بساطی که میوه می فروخت و اجراییات حروم خور شهرداری بساطش رو دزدید.ِ دل م می گیره برای دختر جونی که نرسیدن مواد به بدنش رو می شه راحت از تو چشمش خوند دل م می گیره برای پیرمرد هفتاد و خورده ای ساله که میگه پسرم تو رو خدا ی جوراب بخر. دل م می گیره برای اون خانم میانسالی که بساط لیف و ناخن گیر جلوشِ و چشم به انتظار ی خرید کوچک. دل م می گیره برا پسرک و دخترک گل فروش پشت چراغ قرمز . بعد نوشت 1 : خدایا شکرت بخاطر همه چیز بعد نوشت 2: تمی دونم من خیلی حساس شدم یا حساسیت م که خیلی زیاد شده! بعد نوشت 3 : خدایا می شه من زنده باشم روزی بیاد که این ها رو نبینم ؟!
[ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 1:52 قبل از ظهر ] [ سکوت ]
چقدر دلم برای کمیل بفیع تنگ است :((
[ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ] [ 3:45 قبل از ظهر ] [ سکوت ]
دوباره به سراغم آمده ، دوباره آغوشش مرا پذیرای خویش است هر چند بسان گذشته حرارت ندارد ولی همان حلاوت را بیادم می آورد .
بعد از روزها دوری اینک بی هیچ سوء ظنی می دانم که همیشه با من بودی و در تمامی لحظات مرا رها نکردی ؛ مرگ تدریجی من ای دوست دایم الدوران من بمان ، بمان و پرواز مرا به سوی ابدیت نظاره کن ، ابدیت نزدیک است و من می خواهم رفیق نیمه راهت باشم ، تو مرا هادی ابدیت باشد «مرگ تدريجي من» [ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ سکوت ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||